تبليغاتX
نیای تو ضرر کردی بدو...بدو تموم شد
جک_عکس_ترفند_آرایشی...
سلام دوستای گلم سمنو به جوجو نانازی انتقال پیدا کرد پس امیدوارم از این به بعد اونجا ببینمتون

منتظرتونم عزیزای من

                                                                                                        بابای

+ نوشته شده در  Fri 11 Jul 2008ساعت 1:52 PM  توسط سمنو  | 

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!

نظر یادتون نره گلای من

+ نوشته شده در  Tue 17 Jun 2008ساعت 12:57 PM  توسط سمنو  | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

وای چقدر خوشحالم که امتحاناتم تموم شد و منم دوباره برگشتم تو وب پیش سمنوی عزیزم با دوستای خوبم.دلم واستون یه ذره شده عزیزای من.

دلم خیلی واستون تنگ شده حتما نظر بدینا

فعلا بابای I Love You  Bye-bye 





+ نوشته شده در  Sun 15 Jun 2008ساعت 11:37 AM  توسط سمنو  | 

سلام                                                                                                 

سال نورو به همتون تبریک میگم عزیزای من.خوب و خوش هستین که؟

بازم یه سال دیگه که ما هستیم و خیلیا ی دیگه میانو خیلیا میرن.امروز یکم حالم گرفتست نمیخوام چیزی بگم که ناراحتتون بکنم فقط میتونم بگم که فردا ۱۳به در به همتون خوش بگذره چون فقط اونجوری به منم خوش میگذره دوستای خوبم Happy New Year 





+ نوشته شده در  Mon 31 Mar 2008ساعت 10:39 PM  توسط سمنو  | 

سلام

خوب هستین؟مگه میشه که کسی ولنتاین خوب نباشه(آره خود من) امسال خیلی ولنتاین گندیه البته واسه من...من خیلی سری به یه نفر دل میبندم واسه همینم ضربه های بدی خوردم اینم یکی دیگش

امیدوارم که همیشه خوب و خوش باشین

همتونو دوست دارم

تا عید بابای Love Always 





+ نوشته شده در  Thu 14 Feb 2008ساعت 2:15 PM  توسط سمنو  | 

سلام به همه ی دوستای خوبم شرمندم به خدا میدونم که همتون ازم ناراحتین درسا خیلی سنگینه وگرنه من از خدامه که دوباره هرروز بیام وب پیشتون

عید حتما دوباره مثل قبلا میام پیشتون امروزم اومدم شهادت امام حسینو بهتون تسلیت بگم و شرمندگیمو از این که نمیتونم به نظرات گرمتون جواب بدم اعلام کنم

ازم ناراحت نباشین جبران میکنم حتی واسه تولد سمنو و خودمم نیومدم تودشو بهش تبریک میگم.مال خودمم که ۹ دی بود.بر میگردم و ولتون نمیکنم من سمج تر این حرفام

تا بعد

بابای التماس دعا

+ نوشته شده در  Sun 13 Jan 2008ساعت 12:50 PM  توسط سمنو  | 

سلام بروبچز گل

خوبین؟*عیدتون*مبارک گلای من.ماه خوبی بود مگه نه؟واسه من که خوب بود البته به جز یه چیزش اونم فوت مامان بزرگ عزیزم

یادتونه قرار شده بود ۵روز تعطیلمون کنن ولی عین کارای دیگشون نکردن

                                 Name:  EID_.gif
Views: 256
Size:  2.1 KB

Name:  Mubarak_.gif
Views: 247
Size:  5.8 KB

+ نوشته شده در  Sat 13 Oct 2007ساعت 9:21 AM  توسط سمنو  | 

سلام به همه ی گلای باغ سمنو که همیشه میای پیشمو کلی خوشحالم میکنین امروز به یه چیز خیلی توپ بر خوردم شماهاام برین امتحان کنین به این سایت برین درصد اعتیاد به اینترنت

براتون ۱۴تا سوال ترح شده که باید جواب بدین بعد آخرش بهتون میگه که چقدر اعتیاد دارین و یه کد بهتون میده که میتونین به همه نشون بدین که چقدر معتادین

منتظر نظراتون هستم

تا بعد

+ نوشته شده در  Thu 4 Oct 2007ساعت 2:51 PM  توسط سمنو  | 

سلام

خوب هستین؟میبینین دوتا مطلبای جدیدم خبراش بده

((شهادت موالموحدین ، امیرالمومنین ،امام پارسایان ،جلوه حق ، امام علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد))

منتظر نظراتون هستم

+ نوشته شده در  Wed 3 Oct 2007ساعت 9:57 AM  توسط سمنو  | 

سلام

منو ببخشید که چند وقت نبودم آخه یه خبر ناگهانی و خیلی بد بهم رسید که مجبور شدم بدون خبر خیلی سریع برم مسافرت ۴ مهر مامان بزرگ گلم فوت کرد وقتی شنیدم خیلی شوکه شدم البته مادر بزرگ من الان حدود ۲ سال و نیم بود نه چیزی میشنید نه حرفی میزد نه کسیرو میشناخت برای همین زیاد سخت نبود ولی بازم خیلی خبر بدی بود که واقعا تکونم داد دلم خیلی واسه مامانم میسوزه پارسال باباشو از دست داد امسالم مامانشو خیلی ضربه بدی بهش خورد.بازم از همتون معذرت میخوام که نبودم به بزرگی خودتون ببخشین

بابای

+ نوشته شده در  Sun 30 Sep 2007ساعت 1:44 PM  توسط سمنو  | 

سلام به همه بچه های گل چه اونایی که میرن مدرسه چه اونایی که نمیرن خوش میگذره؟خوب میرسیم به اونایی که مدرسه میرن امروز خوب بود؟برای اولین روز که رفتی خوب بود؟من که امروز به نظرم عالی بود چونکه خیلی از بچه هامونو دیدم البته بگم که بعضیاشونم نبودن ولی خوب بازم خودش خیلیه فقط یه مشکلی داشت اونم این بود که چون روز اول بود از ساعت ۸ تا۹:۱۵ سر صف بودیم دیگه داشتم از تشنگی میمیردم البته هنوزشم تشنمه ولی چه کنیم باید صبر کنم. امروز اومدم تا اولین آپمو توی مهر کرده باشم و کار خاصی باهاتون نداشتم پس برین به کارتون بریسین..کجا کجا همین جوری بدون نظر داری میری نه گلم وایستا یه نظر بده بعد برو ولی زود بیا منم دیگه میرم چون خیلی خستم

خوش بگذره

بابای Sleepy 

+ نوشته شده در  Sun 23 Sep 2007ساعت 2:29 PM  توسط سمنو  | 

سلااااااااااااام بازم من اومدم با یه آهنگ  زيباي باورم كن با صداي محمود و جواد قنبری نظر فراموش نشه بچه های گل

باورم کن

+ نوشته شده در  Sat 22 Sep 2007ساعت 1:33 PM  توسط سمنو  | 

سلام دیشب داشتم فکر میکردم که مطلب چی بزارم گفتم بیام اینو بنویسم شاید جالب باشه اگه خوشت نیومد بگیا تعارف نکن البته من که میدونم ماشاا..اصلا انگار نه انگار میای میگی مزخرف بودولی این یه دفعرو جون من بی خیال بد گویی شو بیا و مثبت اندیش باش

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه نفر بهت گفت سگ ناراحت نشی و بدونی که با وفایی

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه نفر بهت گفت اسب ناراحت نشی و بدونی که نجیبی

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه نفر بهت گفت اسگل ناراحت نشی چون اسم یه پرنده خوشگله

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه نفر بهت گفت دهنت بوی شیر میده بدونی که هیچ وقت پوکی استخوان نمیگیری

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه نفر بهت گفت بچه ناراحت نشی و بدونی که خیلی دلت پاکه

همینا یادم میاد اگه چیزی میدونی بگو تا بزارم

نـــــــــــــــــــظـــــــــــــــــــــر فراموش نشه گلم Chiseling I Love You 

+ نوشته شده در  Thu 20 Sep 2007ساعت 10:48 AM  توسط سمنو  | 

سلام به بچه های گل خوبین؟امروز براتون عکسای عاشقانه میزارم اگه خوشتون اومد بگین تا بازم بزارم

راستی خیلیا ازم پرسیدن که موقع مدارس دیگه نمیام چرا میام ولی خیلی کمتر

مهیار برو وبتو درست کن تا من بتونم بیام جراب کامنتتو بدم

 

بقیشو برو تو ادامه مطلب ببین آخه اگه همشو اینجا بزارم دیر لود میشه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 18 Sep 2007ساعت 10:20 AM  توسط سمنو  | 

سلام

 خوبین؟خوش میگذره؟وای وای تو چرا اینجایی؟اصلا انگار نه انگار که سال داره شروع میشه..مگه کاراتو کردی؟خرید رفتی؟ School Supplies ببین از این یاد بگیر که داره همیچیشو میخره ولی تو چی؟نمیدونم چرا ولی امسال دیگه شورو شوق ندارم که برم مدرسهولی خوب دلم واسه همه دوستام تنگ شده School Uniform با اینکه  هرکسی رفته رشته ای که دوست داشته ولی از این خوشحالم که دوستای صمیمیم به جز مهسای عزیزم تو همین مدرسن پس میبینمشون..اسم مدرسه که میاد یاد چی می افتی؟تقلب؟ Cheatingدرس خوندن اونم تو یه همچین شرایطی؟ Toilet Reading ولی حالا اینارو که داری میخونی نریا یکم پیش من بمون آخه دلم برات تنگ شده ببینم تو چیکارا کردی؟اصلا دوست داری بری مدرسه یا نه همین جوری تابستون باشه؟خیلی دوست دارم نظرتو بدونم.پس منتظرت میمونم تا بیای پییش سمنو البته باید تا افتار صبر کنی

تا پست بعدی که فردا میشه...بـــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــای

+ نوشته شده در  Sun 16 Sep 2007ساعت 2:55 PM  توسط سمنو  |